السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
430
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
از كسى كه نهايتش مرگ است و شادمانى مىكند و كسى كه به قدر الهى يقين دارد ، و اندوهگين مىگردد و كسى كه يقين دارد كه رستاخيزى هست و ستم مىكند ، و كسى كه احوال دنيا و ناپايدارى آن را براى اهل آن مىبيند و باز هم بر آن اعتماد مىنمايد . و ميان آن دو پسر و آن جدّ صالحشان هفتاد پشت فاصله بود ، امّا خداوند به جهت صالح بودن آن پدر بزرگشان اين پند و اندرز را براى هدايت آن دو حفظ فرمود . شيخ صدوق بعد از اتمام حديث مىگويد : موسى ( ع ) از خضر ( ع ) علومى را فرا گرفت كه اگر تمام عمر خود را با قياس و استنباط صرف فهميدن آن مىكرد ، به تنهايى و بدون راهنمايى خضر نمىتوانست آنها را درك كند ، و حال كه قياس و استنباط و استخراج براى انبياء جايز نيست به طريق اولى بر امّتهاى آنها نيز جايز نمىباشد . در مورد اين حديث مىگوئيم : اينكه امام فرمود : ( گنج آنها طلا و نقره نبود ) مقصود آن حضرت اين است كه علم و رسيدن آن به اهلش همچون گنج با ارزش است و اگر هم طلا و نقرهاى بوده در كنار آن مطلب علمى نيز بوده است . ( علل الشرائع ) مىنويسد : ابا جعفر محمّد بن عبد اللَّه بن طيفور دامغانى كه در فرغانه واعظ بود مىگفت : در سوراخ كردن كشتى توسط خضر و كشتن آن پسر و بر پا نمودن آن ديوار براى موسى اشاراتى وجود داشت كه خداوند تعالى مىخواست موسى را متوجّه منّتهاى سابق خود نسبت به او نمايد ، مثلا سوراخ كردن كشتى و حفظ آن از غرق شدن و غصب توسط ملك غاصب ، كنايه از حفظ موسى در صندوقى بود كه مادرش او را در آن نهاد و روى نيل رها كرد ، و كشتن پسر ، كنايه از كشته شدن آن مرد قبطى توسّط موسى بود كه اين امر در نزد كسى كه موسى را پيامبر معصوم نداند گناه و لغزشى نابخشودنى و عظيم است ، امّا كشته شدن او حكمتى داشته و خداوند با دفع كيد فرعونيان از موسى و نجات او بر او منّت نهاده است . و امّا برپا نمودن ديوار بدون اجرت ، كنايه از فضل الهى در تزويج دختر شعيب به موسى بود هنگامى كه براى آنها آبكشى نمود و با آنكه گرسنه بود انتظار اجرتى نداشت و خداوند با ياد آورى اين نعمات اراده داشت او را شاكر و شادمان نمايد . امّا اينكه خضر ( ع ) فرمود : ( هذا فراق بينى و بينك ) به جهت اين بود كه خود